<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>تنگ تکاب</title>
<link>http://k1344.blogfa.com/</link>
<description>خبري سياسي اجتماعی</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Tue, 22 Dec 2009 10:56:04 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>آیا یک کمونیست می تواند در مرگ یک “فقیه عالیقدر” آهی بکشد</title>
<link>http://k1344.blogfa.com/post-1228.aspx</link>
<description>&lt;FONT size=1&gt;قبل از هر چیز باید اعتراف کنم که من یک کمونیست هستم و به آن کلام بزرگ کارل مارکس که “دین افیون مردم است” ، از ته دل و به همان معنایی که او می گوید ، باور دارم. این را همچون “اشهد” خودم دارم می گویم تا تکلیف خودم را با همه روشن کرده باشم. ولی همچنین باید اعتراف کنم که در مرگ آیت الله منتظری از ته دل عزادارم. و یادتان هم باشد که این اصطلاح “آیت الله” را هم عمداً به کار می گیرم. حسینعلی منتظری فقط یک مسلمان سنتی معمولی نبود ، یکی از مدافعان فقه اسلامی و فراتر از همه اینها ، یکی از نظریه پردازان کلیدی ولایت فقیه بود : نظام حکومتی سرکوب گری که جهنمی واقعی در کشور ما به پا کرده است. البته او در این اواخر از مسؤولیت خود در پایه گذاری ولایت فقیه ابراز شرمندگی کرد ، ولی تا آخر بر این باور ماند که فقه اسلامی را می توان به شیوه ای انسانی اجراء کرد. و خودِ این باور نمودار محدودیت افق های نظری او بود. زیرا فقه اسلامی مجموعه ای است از قوانین یک جامعه عهد بوقی که اجرای شان در دنیای امروز ، بی ولایت فقیه یا با ولایت فقیه ، خواه ناخواه به فاجعه انسانی وحشتناکی می انجامد. من واقعاً نمی فهمم چگونه می توان مثلاً قوانینی را که زن را نصفِ مرد ، پدر را صاحبِ سرنوشتِ کودک ، برده را دارایی برده دار و از دین برگشته گان را محکوم به مرگ اعلام می کنند ، به شیوه ای انسانی اجراء کرد؟! بنابراین ، بی آن که قصد اسائه ادب داشته باشم ، معتقدم که او یک متفکر تاریک اندیش بود و تا آخر عمر هم چنین ماند. ولی شاهکار همین حسینعلی منتظری این بود که به عنوان یک انسان ، حساسیت به رنج انسان های دیگر را از دست نداد و کوشید این حساسیت انسانی را به بهایی سنگین حفظ کند و حتی گاهی بر صغری و کبرایی که در فقه محبوبش می چینند ، مقدم بشمارد. او نشان داد که می توان این حساسیت را ( که خودش “رأفت اسلامی” می نامید ) حتی در عین پایبندی به تاریک ترین و خشن ترین جزم های فکری حفظ کرد. چند نفر را می شناسید که درست در یک قدمی قدرت به خاطر حساسیت انسانی اش از همه چیز بگذرد؟ او در سال ۱۳۶۷ در شرایطی به مخالفت با قتل عام زندانیان سیاسی برخاست و روی مخالفت خود پافشاری کرد که می دانست خمینی در آستانه مرگ است و او با دستیابی به مقامی با اختیارات نیمه خدایی می تواند خیلی چیزها را عوض کند. نمی شود و نباید فراموش کرد که او علی رغم همه اشتباهات قبلی اش ، به وسوسه سکوتِ مصلحت آمیز در مقابل آن فاجعه وحشتناک تن در نداد. همین جا لازم است یادآوری کنم که برخلاف ادعای کسانی که او را مدافع حقوق بشر می دانند ، او به حقوق بشر به معنای مدرن کلمه اعتقادی نداشت و با پای بندی به فقه نمی توانست هم اعتقاد داشته باشد. و تصادفاً اهمیت قضیه در همین جاست: او علی رغم حفظ باورهایش ، حساسیت انسانی خود را حفظ کرد و مهم تر از همه ، به خاطر این حساسیت بهای سنگینی پرداخت. به این خاطر است که او را “آیت الله” می نامم. “ایت الله” یعنی نشانه خدا. من به تبعیت از کارل مارکس که ( به تبعیت از باروخ اسپینوزا ) می گفت “انسان برای انسان خداست” ، حساسیت به رنج انسان ها را یک نشانه خدایی می دانم و به همین دلیل در مرگ آیت الله منتظری از ته دل عزادارم. &lt;BR&gt;محمد رضا شالگونی – ۲۹ آذر ۱۳۸۸ &lt;BR&gt;منبع: &lt;A href=&quot;http://linkdoonirahekargar.wordpress.com/2009/12/20/657/&quot;&gt;&lt;SPAN class=s&gt;http://linkdoonirahekargar.wordpress.com/2009/12/20/657/&lt;/A&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;</description>
<pubDate>Tue, 22 Dec 2009 10:56:04 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=k1344&amp;postid=1228</comments>
<dc:creator>k1344</dc:creator>
<guid>http://k1344.blogfa.com/post-1228.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>تیتراخبار</title>
<link>http://k1344.blogfa.com/post-1227.aspx</link>
<description>&lt;UL&gt;&lt;FONT size=3&gt;
&lt;LI&gt;&lt;A href=&quot;http://www.mowjcamp.com/article/id/../../article/id/50705&quot;&gt;انتقال برخی از بازداشتی‌های مراسم دعای کمیل به اوین&lt;/A&gt; 
&lt;LI&gt;&lt;A href=&quot;http://www.mowjcamp.com/article/id/50714&quot;&gt;یک حامی سرسخت دولت کودتا، موسوی را به کودتاگری متهم کرد!&lt;/A&gt; 
&lt;LI&gt;&lt;A href=&quot;http://www.autnews.es/node/3911&quot;&gt;فراخوان بسیج در بابلسر برای مبارزه با اغتشاشات&lt;/A&gt; 
&lt;LI&gt;&lt;A href=&quot;http://www.autnews.es/node/3901&quot;&gt;تیم‌های امداد هلال احمر نیز زنانه –مردانه می شوند&lt;/A&gt; 
&lt;LI&gt;&lt;A href=&quot;http://www.autnews.es/node/3909&quot;&gt;پلمپ تعدادی دیگر از مغازه ها در شهر سقز&lt;/A&gt; 
&lt;LI&gt;&lt;A href=&quot;http://www.autnews.es/node/3886&quot;&gt;شیرین عبادی: &quot;به ایران باز می گردم&quot;&lt;/A&gt; 
&lt;LI&gt;&lt;A href=&quot;http://www.roozonline.com/persian/news/newsitem/article/2009/october/21//-7d5a4c3911.html&quot;&gt;سقوط به رتبه ۱۷۲ درمیان ۱۷۵ کشورجمهوری اسلامی شاگرد آخر آزادی مطبوعات&lt;/A&gt; 
&lt;LI&gt;&lt;A href=&quot;http://www.roozonline.com/persian/opinion/opinion-article/article/2009/october/20//-6a329ae520.html&quot;&gt;سردار نازکدل و آخوند بی دل&lt;/A&gt; 
&lt;LI&gt;&lt;A href=&quot;http://isna.ir/ISNA/NewsView.aspx?ID=News-1425259&quot;&gt;امام‌جمعه سبزوار:وابستگي گروه تروريستي &quot;جندالله&quot; به القاعده، انگليس، آمريكا و حتي عربستان، واضح است&lt;/A&gt; 
&lt;LI&gt;&lt;A href=&quot;http://isna.ir/ISNA/NewsView.aspx?ID=News-1425235&quot;&gt;امام جمعه رشتخوار: بايد كساني كه در ايام بعد از انتخابات براي كشور هزينه به وجود آوردند، محاكمه شوند&lt;/A&gt; 
&lt;LI&gt;&lt;A href=&quot;http://www.rahekaregar.com/elamiye/200910/sistaan.html&quot;&gt;کمیته مرکزی سازمان کارگران انقلابی ایران (راه کارگر ):حمله انتحاری در سیستان و بلوچستان ،در خدمت حکومت و علیه جنبش مستقل مردم ! &lt;/A&gt;
&lt;LI&gt;&lt;A href=&quot;http://www.bbc.co.uk/persian/iran/2009/10/091023_he_baluchestan_rigi_najjar.shtml&quot;&gt;وزیر کشور ایران با درخواست تحویل ریگی وارد پاکستان شد&lt;/A&gt; 
&lt;LI&gt;&lt;A href=&quot;http://www.bbc.co.uk/persian/iran/2009/10/091023_m_motamed_arya_panahi.shtml&quot;&gt;سینماگران ممنوع الخروج: هیچ دولتی نمی تواند هویت ما را بگیرد&lt;/A&gt; 
&lt;LI&gt;&lt;A href=&quot;http://www.bbc.co.uk/persian/iran/2009/10/091023_m_sedighi_fri_prayers.shtml&quot;&gt;امام جمعه تهران: &quot;باید در دانشگاهها انقلاب شود&quot;&lt;/A&gt; 
&lt;LI&gt;&lt;A href=&quot;http://www.bbc.co.uk/persian/iran/2009/10/091021_pm_uk_visa_embassy.shtml&quot;&gt;بخش ویزای سفارت بریتانیا در تهران، فعالیت خود را از سر می گیرد&lt;/A&gt; 
&lt;LI&gt;&lt;A href=&quot;http://www.roshangari.net/as/sitedata/20091023074900/20091023074900.html&quot;&gt;پاکستان 18 تن از اعضای &quot;جندالله&quot; را تحويل ايران داد &lt;/A&gt;
&lt;LI&gt;&lt;A href=&quot;http://www.iran-tribune.com/2009-02-16-23-03-32/2009-03-21-23-49-15/4744-2009-10-23-02-34-01&quot;&gt;احمد بن بلا رهبر:و اینگونه بود چه گوارا &lt;/A&gt;
&lt;LI&gt;&lt;A href=&quot;http://norooznews.info/news/14576.php&quot;&gt;حمله به کروبی در نمایشگاه مطبوعات&lt;/A&gt; 
&lt;LI&gt;&lt;A href=&quot;http://www1.voanews.com/persian/news/iran/IRAN-KARROBI-10-23-09-65786447.html&quot;&gt;نيويورک تايمز :کروبی يک تنه رهبران ايران را به چالش گرفته است&lt;/A&gt; 
&lt;LI&gt;&lt;A href=&quot;http://norooznews.info/news/14571.php&quot;&gt;ابراز تاسف آیات عظام منتظری و صانعی از حمله به مراسم دعای کمیل&lt;/A&gt; 
&lt;LI&gt;&lt;A href=&quot;http://www1.voanews.com/persian/news/iran/iran-nuke-2009-10-23-65776497.html&quot;&gt;ایران هفته آینده به پیشنهاد سازمان ملل متحد پاسخ می دهد&lt;/A&gt; 
&lt;LI&gt;&lt;A href=&quot;http://www.radiofarda.com/content/f3_jundallah_Iran/1859480.html&quot;&gt;نقش قاچاق مواد مخدر در قدرت گيری «جندالله» &lt;/A&gt;
&lt;LI&gt;&lt;A href=&quot;http://www.siahkal.com/index/right-col/shakanjeh-dar-khadmae-ijade-vahshat.htm&quot;&gt;شکنجه در خدمت ایجاد فضای رعب و وحشت در جامعه !(اشرف دهقانی&lt;/A&gt; )&lt;/FONT&gt;&lt;/LI&gt;&lt;/UL&gt;</description>
<pubDate>Fri, 23 Oct 2009 20:24:10 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=k1344&amp;postid=1227</comments>
<dc:creator>k1344</dc:creator>
<guid>http://k1344.blogfa.com/post-1227.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>سخنگوی وزارت امور خارجه روسیه: تلاش تهران برای نفی هولوکاست به دیالوگ کمک نمی کند</title>
<link>http://k1344.blogfa.com/post-1226.aspx</link>
<description>&lt;BR&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;TABLE border=1 align=left&gt;
&lt;TBODY&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD&gt;&lt;A href=&quot;http://img.rian.ru/images/12203/04/122030444.jpg&quot;&gt;&lt;IMG border=0 src=&quot;http://img.rian.ru/images/12203/04/122030444.jpg&quot; width=65 height=50&gt;&lt;/A&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;&lt;/TBODY&gt;&lt;/TABLE&gt;&lt;FONT size=2&gt;خبرگزاری «ریا نووستی»/ &quot;آندره نسترنکو&quot; سخنگوی وزارت امور خارجه فدراسیون روسیه در پاسخ به سوال رسانه ها اظهار داشت که تلاش برای نفی هولوکاست از سوی تهران، غیر قابل قبول است و به برقراری دیالوگ بین المللی نتیجه بخش با تهران کمک نمی کند. &lt;FONT color=#cc0000&gt;&quot;محمود احمدی نژاد&quot; رئیس جمهور ایران روز جمعه باری دیگر وجود هولوکاست، قتل عام یهودیان، را زیر سوال برد&lt;/FONT&gt;. نسترنکو اظهار داشت: &quot;چنین اظهاراتی، از هرکجا که باشند، خلاف حقیقت بوده و کاملاً غیرقابل پذیرش هستند. تلاش برای نفی هولوکاست، بویژه در هفتادمین سالگرد آغاز جنگ دوم جهانی، توهین به یاد همه قربانیان آن و همه آنانی است که علیه فاشیسم مبارزه کردند. این همچنین حل مسئله ایجاد اتمسفر مساعد بین المللی برای برقراری و انجام دیالوگ نتیجه بخش درباره مسائل مربوط به ایران را ممکن نمی سازد&quot;. &lt;/FONT&gt;</description>
<pubDate>Sun, 20 Sep 2009 11:38:33 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=k1344&amp;postid=1226</comments>
<dc:creator>k1344</dc:creator>
<guid>http://k1344.blogfa.com/post-1226.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>سرمایه داری، سوسیالیسم و محیط زیست</title>
<link>http://k1344.blogfa.com/post-1225.aspx</link>
<description>&lt;BR&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;TABLE border=1 align=left&gt;
&lt;TBODY&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD&gt;&lt;A href=&quot;http://www.marxist.com/templates/imt/images/imt_flag.png&quot;&gt;&lt;IMG border=0 src=&quot;http://www.marxist.com/templates/imt/images/imt_flag.png&quot; width=65 height=50&gt;&lt;/A&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;&lt;/TBODY&gt;&lt;/TABLE&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;BR&gt;کِوین نانس &lt;BR&gt;برگردان: آرمان پویان &lt;BR&gt;کشورهایی نظیر چین و هند، با 2.5 میلیارد نفر و یا به عبارتی 40% جمعیّت جهان، به سرعت در حال صنعتی شدن می باشند. امّا این که صنعتی شدن بر چه مبنایی صورت می گیرد- همگام و هماهنگ با محیط زیست و یا با گسترش و ادامۀ بحران زیست محیطی فعلی- مسأله ایست که تنها می تواند از سوی کارگران و فقرای این کشورها و مابقی دنیا پاسخی قطعی داده شود. اگر روند صنعتی شدن بر پایۀ سرمایه داری است، که غالباً در هر سه ماهۀ مالی اندازه گیری می شود و نه در هر نسل، نتیجه پیشاپیش معلوم خواهد بود: قحطی، هوای غیر قابل استشمام، به زیر آب رفتن سواحل بر اثر ذوب یخ های قطبی و بیماری هایی که سابقاً ناشناخته بوده اند، مثل مالاریا در پنسیلوانیا! و امّا علّت تمامی این ها: سرمایه داری. بسیاری از افراد دست راستی، &quot;حمایت از حفظ محیط زیست&quot; (Environmentalism) را به باد انتقاد می گیرند و می گویند که اصولاً اشاره به مشکلات مزبور، اقتصاد را از رونق می اندازد. یعنی، اگر کارخانجات مجبور باشند حجم آلودگی ای را که ایجاد می کنند، تحت کنترل درآورند، آن گاه تولید صنعتی کاهش خواهد یافت. هرچند، برخی بنگاه های سرمایه داری با رفتن به سراغ تولید به اصطلاح &quot;سبز&quot; هم اکنون سودهای عظیمی به جیب می زنند. به هر حال، این &quot;سبز کردن&quot; اقتصاد در بسیاری موارد گمراه کننده است؛ مثال صنعت نفت را در نظر بگیرید، که در آن به جای سرمایه گذاری روی تکنولوژی های واقعاً سازگار با محیط زیست، ابرشرکت هایی مثل بریتیش پترولیم (BP) و اکسان (Exxon)، روی اتانول سرمایه گذاری می کنند، به همین منظور قسمت های بزرگی از زمین های زیرکشت را خریداری می کنند تا محصولاتی را برای تبدیل به نوعی از بنزین به عمل آورند. همین موضوع، بر محیط زیست اثری بد، اگر نگوییم وخیم، خواهد داشت. چقدر نوآوری! تصمیمات ابرشرکت هایی مانند اکسان بر اساس یک سری نیازهای لحظه ای است، مثلاً نیاز به &quot;سبز&quot; شدن و جلوگیری از خوردن برچسب &quot;شرکت نفتی بزرگ&quot;. حالا این که خریدن کشتزار برای تولید اتانول موجب افزایش قیمت موادّ غذایی می شود، دیگر اهمیّتی ندارد. اخیراً صحبت های زیادی در مورد اتومبیل های الکتریکی و هیدروژنی شنیده می شوند. چنین ماشین هایی می توانند تکنولوژی های شگفت آوری باشند که قادرند وابستگی ما به سوخت های فسیلی را کاهش دهند، امّا متأسّفانه، در نظام سرمایه داری، تا زمانی که دیگر سوخت فسیلی زیادی باقی نمانده باشد، ما هم چنان به سوخت های فسیلی وابسته خواهیم ماند. در ضمن، راه حل های کنونی هم کفایت نمی کنند. اتومبیل های الکتریکی نمی توانند پاسخی بلندمدّت به مسألۀ مذکور باشند. شما برای شارژ اتومبیل باید آن را به منبعی وصل کنید، این منبع انرژی هم باید از جایی تأمین شود. در حال حاضر، این انرژی احتمالاً از سوختن سوخت های فسیلی در نیروگاه ها به دست می آید. درضمن، اگرچه اتومبیل شما مستقیماً کربن را در هوا آزاد نمی کند، امّا نیروگاه هایی که انرژی لازم برای اتومبیل شما را تهیه می کنند، این کار را انجام می دهند. به همین ترتیب، دورنمای &quot;ماشین های هیدروژنی&quot; در نظام سرمایه داری هم چندان امیدوار کننده نخواهد بود. برای گسترش اتومبیل های هیدروژنی، به طرح و برنامۀ عظیمی نیاز است که کارخانجات را برای &quot;تولیدات سبز&quot; از نو تجهیز کند و ضمناً، در کنار آن، برنامه ای برای تجهیز مجدّد ایستگاه های سوخت سراسر کشور لازم است تا این ایستگاه ها با اتومبیل های جدید تطبیق پیدا کند. به علاوه، ما نیاز داریم که دسترسی به حمل و نقل عمومیِ امن، کارا و ارزان را به میزان قابل توجّهی بالا ببریم. چنین برنامۀ عظیمی، تنها از طریق یک طرح هماهنگ و دربرگیرندۀ تمامی بخش های کلیدی اقتصاد است که می تواند به سهولت صورت پذیرد. در شرایط فعلی، ما ده ها میلیون نفر از مردمی را داریم که بیکارند، با اقتصادی سروکار داریم که تا انتها در زباله فرورفته است و وابستگی به سوخت های فسیلی هم در جای خود باقیست. با این وجود، مداوماً به ما گفته می شود که سرمایه داری &quot;خودش را متعادل&quot; می کند. هرچند، در واقع سرمایه داری این کار را خواهد کرد، ولی تنها به بهای فلاکت اکثریّت عظیم ساکنین این کرۀ خاکی. من هم به شخصه نیویورک سیتی را دوست دارم، امّا اگر ما توسعۀ اقتصادی خود را با محیط زیست هماهنگ نکنیم، بعید نیست که این منطقه در دو دهۀ آینده زیر آب برود. تنها تحت اقتصاد سوسیالیستی با برنامه ریزی دموکراتیک است که ما برای سازماندهی اقتصاد به موازات تغییر در نیازهایمان، دستمان باز خواهد بود. در صورت وجود چنین سیستمی، ما با چند میلیون کارگر بیکار رو به رو نبودیم، چرا که می توانستیم به سادگی آن ها را برای ساخت، راه اندازی و تعمیر صفحات خورشیدی یا توربین های بادی یا ساخت تأسیساتی با نیروی هیدرو-الکتریکی و بسیاری دیگر از تکنولوژی های واقعاً &quot;سبز&quot; آماده و تربیت کنیم. می توانستیم عالی ترین و درخشان ترین افکارمان را در عمل به کار گیریم، امّا نه در راه توسعۀ تکنولوژی های مخرّب به سود یک اقلیّت، بلکه برای اکتشاف تکنولوژی هایی نظیر همجوشی هسته ای، که با شکاف هسته ای رایج متفاوت است. بدین تریب به طور بالقوّه می توانستیم منبع نامحدود، امن و ارزانی از نیرو را برای نسل های آتی تأمین نماییم. یا می توانستیم به صنایع در حال ورشکستگی اتومبیل نگاه کنیم و به سادگی، از طریق یک برنامۀ جهانی برای تولید، این صنایع را برای تولید اتومبیل های هیدروژنی از نو تجهیز کرده و حمل و نقل عمومی را وسیعاً گسترش دهیم. ما هم چنین می توانستیم صنایع ساختمانی را برای ساخت منازلی سازمان دهیم که دارای عایق بندی بهتری بوده و به همین جهت می شود با صرف سوخت کمتری خودمان را گرم کنیم. امّا با وجود سیستم سرمایه داری، چنین کارهایی هرگز صورت نخواهد گرفت. برای آیندۀ بشریّت و کرۀ زمین، ما به سوسیالیسم نیازمندیم؛ به همین سادگی. &lt;BR&gt;&lt;A href=&quot; http://www.marxist.com/capitalism-socialism-environment.htm&quot;&gt;http://www.marxist.com/capitalism-socialism-environment.htm &lt;/A&gt;&lt;BR&gt;منبع:راه کارگر &lt;/FONT&gt;</description>
<pubDate>Fri, 18 Sep 2009 10:59:25 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=k1344&amp;postid=1225</comments>
<dc:creator>k1344</dc:creator>
<guid>http://k1344.blogfa.com/post-1225.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>10مرداد: دادگاه اولین گروه از بازداشت شدگان انتخاباتی</title>
<link>http://k1344.blogfa.com/post-1224.aspx</link>
<description>&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;

&lt;table align=&quot;left&quot; border=&quot;1&quot;&gt;
&lt;tbody&gt;
&lt;tr&gt;
&lt;td&gt;&lt;a href=&quot;http://www.tinypic.info/files/bs3wwh6xeq822w06kusd.jpg&quot;&gt;&lt;img height=&quot;50&quot; src=&quot;http://www.tinypic.info/files/bs3wwh6xeq822w06kusd.jpg&quot; width=&quot;65&quot; border=&quot;0&quot; /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;&lt;/tbody&gt;&lt;/table&gt;

&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;

دادگاه اولین گروه از بازداشت‌شدگان حوادث پس از انتخابات ریاست جمهوری ایران، که دادستانی تهران آنان را «عوامل میدانی آشوب‌ها» خوانده است، شنبه دهم مردادماه برگزار خواهد شد.



&lt;/font&gt;

</description>
<pubDate>Fri, 31 Jul 2009 00:35:33 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=k1344&amp;postid=1224</comments>
<dc:creator>k1344</dc:creator>
<guid>http://k1344.blogfa.com/post-1224.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>40 ضربه شلاق؛ مجازات پوشیدن شلواربرای یک زن سودانی!!</title>
<link>http://k1344.blogfa.com/post-1223.aspx</link>
<description>&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;

&lt;br /&gt;&lt;p&gt;&lt;/p&gt;


&lt;table align=&quot;left&quot; border=&quot;1&quot;&gt;
&lt;tbody&gt;
&lt;tr&gt;
&lt;td&gt;&lt;a href=&quot;http://www.tinypic.info/files/z8sn4frjws6v476edu1o.jpg&quot;&gt;&lt;img height=&quot;50&quot; src=&quot;http://www.tinypic.info/files/z8sn4frjws6v476edu1o.jpg&quot; width=&quot;65&quot; border=&quot;0&quot; /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;&lt;/tbody&gt;&lt;/table&gt;

&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;


یک زن سودانی که قرار است به اتهام پوشیدن شلوار در دادگاهی در خارطوم حاضر شود اظهار داشت، مقامات این کشور قصد دارند وی را به 40 ضربه شلاق محکوم کنند. 

«لبنا حسین» که پیشتر یک روزنامه‌نگار بود و هم اکنون برای سازمان ملل متحد کار می‌کند از سایر روزنامه‌نگاران و ناظران دعوت کرده است در جلسه محاکمه وی حضور داشته باشند. 

گفتنی است این زن، اوایل ماه جاری و در رستورانی در پایتخت سودان به همراه چند زن دیگر به دلیل پوشیدن لباس «نامناسب» بازداشت شده بود. 

وی می‌گوید 10 نفر از زنانی که در رستوران بازداشت شدند – از جمله زنان غیر مسلمان – هر کدام 10 ضربه شلاق خوردند و 100 دلار جریمه شدند. 

این در حالی است که خانم حسین به همراه دو زن دیگر برای پیگیری وضعیت خود درخواست وکیل کردند. 

«لبنا حسین» 500 کارت دعوت و ایمیل به افراد مختلف ارسال کرده و از آن‌ها خواسته است در جلسه محاکمه وی حاضر باشند. 

وی می‌‌گوید: «من می‌خواهم این قانون را عوض کنم. مردم باید بدانند چه اتفاقی در حال وقوع است».




&lt;/font&gt;


</description>
<pubDate>Fri, 31 Jul 2009 00:10:07 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=k1344&amp;postid=1223</comments>
<dc:creator>k1344</dc:creator>
<guid>http://k1344.blogfa.com/post-1223.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>     کانون نويسندگان ايران-مسببين کشتارهاي اخير بايد مجازات شوند</title>
<link>http://k1344.blogfa.com/post-1222.aspx</link>
<description>&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;


&lt;table align=&quot;left&quot; border=&quot;1&quot;&gt;
&lt;tbody&gt;
&lt;tr&gt;
&lt;td&gt;&lt;a href=&quot;http://www.tinypic.info/files/3xfqxcfxco6zdgzeg435.jpg&quot;&gt;&lt;img height=&quot;50&quot; src=&quot;http://www.tinypic.info/files/3xfqxcfxco6zdgzeg435.jpg&quot; width=&quot;65&quot; border=&quot;0&quot; /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;&lt;/tbody&gt;&lt;/table&gt;

&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;


مردم داغ ديده و آزاده!   &lt;br /&gt;
دستگيري، ضرب و شتم، شکنجه و کشتار وحشيانه ي مردم معترض چنان ابعاد گسترده يي يافته و وجدان عمومي را چنان جريحه دار کرده که حتي صداي کساني را درآورده است که خود در اين جنايت کم سابقه شريک جرم اند، در روزهاي آغازين اين سرکوب گمان مي رفت که شمار جان باختگان، دستگيرشدگان و ناپديدشدگان چندان زياد نباشد. البته سانسور خبري و تحريف واقعيتِ اين کشتارها در پيدايش اين تصور بي تاثير نبود، اما به تدريج روشن شد که شمار قربانيان به مراتب بيش از آن است که تصور مي شد. ابتدا به بسياري از خانواده هايي که با مراجعه به دادسرا و زندان پي گيرِ سرنوشت وابستگان خود مي شدند گفته مي شد که دستگيرشدگان به زودي با قرار تامين آزاد خواهند شد. اما چندي نگذشت که به جاي آزادي، اجساد قربانيان را تحويل خانواده ها دادند. ولي در واقع، قربانيان يا در خيابان ها با شليک مستقيم گلوله از پا درآمده اند يا در اثر ضرب و شتم، تجاوز و شکنجه هاي بربرمنشانه در زندان ها، کلانتري ها، خانه هاي مخفي و ... جان باخته اند يا نيمه جان به بيمارستان ها برده شده و در آن جا به خانواده ها تحويل شده اند. 
هم از اين روست که با روشن شدن ابعاد پشت پرده ي اين جنايت هاي عظيم، اکنون خواست معرفي و مجازات آمران و عاملان اين کشتار به خواست عموم مردم تبديل شده است. کانون نويسندگان ايران که از جمله ي نخستين نهادهاي آزادي خواه است که اين خواست را مطرح کرد، اکنون در کنار مردم همان خواست را به گونه يي قاطع تر، صريح تر و شفاف تر مطرح مي کند: 
مسببان کشتارهاي اخير در هر رده و مقامي باشند بايد به مردم معرفي شوند و در دادگاه صالح به مجازات برسند. 
  &lt;br /&gt;
۶ مرداد ۱٣٨٨ 







&lt;/font&gt;

</description>
<pubDate>Wed, 29 Jul 2009 13:25:03 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=k1344&amp;postid=1222</comments>
<dc:creator>k1344</dc:creator>
<guid>http://k1344.blogfa.com/post-1222.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>لباس شخصی‌ها: از شعبان بی‌مخ تا امروز</title>
<link>http://k1344.blogfa.com/post-1221.aspx</link>
<description>&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;br /&gt;&lt;p&gt;&lt;/p&gt;
&lt;table align=&quot;left&quot; border=&quot;1&quot;&gt;
&lt;tbody&gt;
&lt;tr&gt;
&lt;td&gt;&lt;a&gt;&lt;img height=&quot;50&quot; width=&quot;65&quot; border=&quot;0&quot; /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;&lt;/tbody&gt;&lt;/table&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;




&lt;p&gt;این روزها با انتشار اخبار پیاپی دستگیری و کشته شدن معترضان در ایران، بیش از پیش نام لباس شخصی‌ها به گوش می‌خورد. اما لباس شخصی‌ها کیستند و چه پیپشینه‌ای دارند؟ نگاهی داریم به سابقه حضور این نیروها در ایران معاصر.
 
آنان که سال‌های ابتدایی دهه سی خورشیدی را به یاد دارند، خوب می‌شناسند مرد فربهی را که کت سیاه و پیراهن سفید می‌پوشید و پشت کفشش را می‌خواباند و جز برای کتک زدن آن را بلند نمی‌کرد. می‌گویند قمه‌ای نیز همواره زیر پیراهنش داشته که البته با نگاهی به جثه بزرگش می‌توان فهمید که وی نیازی به قمه نداشته است. شعبان جعفری باستانی‌کار معروفی بود که مدرسه را در دوران ابتدایی به دلیل شرورت ترک کرده بود و گفته می‌شد که از هوش پایینی برخوردار بوده. نظام حاکم از هیکل تنومند و مغز کوچک او برای سرکوب مخالفانش بهره می‌جست. 
 
کمتر تاریخ‌نگاری هست که وقایع کودتای ۲۸ مرداد سال ۱۳۳۲ را نگاشته باشد و نامی از شعبان جعفری معروف به شعبان بی‌مخ نبرده باشد. هرچند خود وی در کتاب خاطراتش منکر این نقش شده و ادعا کرده است که روز ۲۸ مرداد تا ساعت ۲ بعدازظهر در زندان بوده و خبر سقوط دولت مصدق را در زندان از رادیو شنیده است. اما شواهد و مدارک زیادی حاکی از نقش شعبان جعفری در پیش‌برد کودتای ۲۸ مرداد از طریق برهم زدن نظم عمومی و تخریب اموال دولتی و ترساندن مردم وجود دارد، از جمله حضور پررنگش در دادگاه دکتر حسین فاطمی. عکسی از او وجود دارد که در یک خودروی بدون سقف ایستاده و در یک دستش چماق است و دست دیگرش پوستر محمدرضا شاه. او  یک ’’لباس شخصی‘‘ بود.
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پدیده‌ &quot;زهرا خانم&quot;
 &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;
شاهدان عینی وقایع سال‌های ۱۳۵۸ و ۵۹ طبعا بیشتر از سال ۱۳۳۲ است. رویدادهای سالهای اول پس از انقلاب به خوبی در یادها مانده است.
 
جلسات بحث مقابل دانشگاه تهران، میتینگ‌های سازمان‌های چپ و حتی روز اجرای نمایش ’’عباس آقا‘‘ به کارگردانی سعید سلطانپور در سالن نمایش دانشکده هنر − در تمامی این روزها زنی با چادری بر کمر بسته حضور داشت که ’’زهرا خانم‘‘ صدایش می‌کردند. پیکان سفیدی هم بود که او را به محل کارش می‌رسانید و بر می‌گرداند. و کارش چه بود؟ بر هم زدن تمامی این تجمعات و برنامه‌ها با کمک چماق و البته عده‌ای نیروی کمکی مذکر و شعار «خمینی عزیزم، بگو تا خون بریزم».
 
 تابستان سال ۱۳۵۹ پس از صدور بخشنامه اجباری شدن حجاب در ادارات دولتی، گروهی از زنان معترض برای پرسش و پاسخ در این زمینه با رئیس‌جمهور وقت ابوالحسن بنی‌صدر مقابل ساختمان نخست وزیری در خیابان پاستور جمع شدند. زهرا خانم هم با پیکان معروفش به این تجمع رفت. گفته شد که وی و همراهانش این بار علاوه بر استفاده از چماق همیشگی‌، چاقو و شلاق نیز همراه داشتند و نیز کیسه‌ای پر از موش که آن را زیر پای زنان ریخته تا آنان را وادار به فرار کنند. شعار جدیدی نیز به شعار قبلی‌اش اضافه شده بود: «یا روسری، یا توسری».
 
 مجله تهران مصور در همان روزها عکسی از او منتشر کرد در کنار صادق قطب‌زاده. شاید انتشار این عکس بود که به زهرا خانم لقب مادر صادق قطب زاده را داد. اما این رابطه هرچه که نبود، حمایت پشت پرده بود. زهرا خانم هم یک ’’لباس شخصی‘‘ بود.

&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;
لباس شخصی‌ها و اصلاحات 
 &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;
از سال‌های ابتدایی دهه هفتاد تصویرهایی به جا مانده، که چون نسبت به سال‌های اول پس از انقلاب به ما نزدیک‌ترند، بسیار زنده‌ترند. ’’انصار حزب‌الله‘‘، ’’گروه فشار‘‘، ’’حسین الله کرم‘‘، ’’مسعود ده‌نمکی‘‘ و ’’حاجی بخشی‘‘. هیچ کس نمی‌داند دقیقا از کجا شروع شد از حمله به زنان و دختران به زعم آنان بدپوشش یا حمله به میتینگ‌های انتخاباتی محمد خاتمی در سال ۱۳۷۶. اما حمله این افراد یا آدم‌های تحت نفوذ این افراد در سال ۱۳۷۷ به دو وزیر در مراسم نماز جمعه تهران، بیش از پیش این گروه را بر سر زبانها انداخت. عبدالله نوری وزیر کشور و عطاالله مهاجرانی وزیر ارشاد دو نفری بودند که مورد ضرب و شتم این گروه قرار گرفتند.
 
یک سال بعد در تابستان سال ۱۳۷۸ این گروه فاجعه‌ای را به بار آورد که با گذشت ۱۰ سال هنوز از یادها نرفته است. حمله به خوابگاه دانشجویان در کوی دانشگاه تهران را می‌توان تا آن زمان سیاه‌ترین لکه پرونده گروه‌های فشار یا همان لباس شخصی‌ها دانست. شاهدان عینی آن روزها خوب به یاد دارند وانت‌هایی را که از داخل مساجد بیرون می‌آمدند و بارشان مردان چماق به دست و سفید پوشی بودند که فریاد می‌زدند: «خامنه‌ای خمینیه، می‌فهمی؟».
 
 در اسفند همان سال نیز یکی دیگر از اعضای گروه انصار حزب‌الله در شهرری، سعید حجاریان معروف به تئوریسین اصلاحات را از ناحیه سر مورد اصابت گلوله قرار داد. سعید حجاریان ۱۰ سال است که بر روی صندلی چرخ‌دار می‌نشیند و به درستی قادر به تکلم نیست. سعید عسگر ضارب او مدت کوتاهی پس از بازداشت آزاد شد و چهار سال بعد به همراه ۲۵۰ لباس شخصی دیگر به خوابگاه دانشجویی دانشگاه علامه طباطبایی در طرشت حمله کرد. 
 
در تمامی این سالها هرگاه تجمعی برپا می‌شد، حضور پررنگ این ’’پیراهن‌سفیدها‘‘ حتی گاه بیش از تجمع‌کنندگان به چشم می‌خورد. نشست‌های اعتراضی زنان، دانشجویان، کارگران، معلمان و هر گروهی که قصد اعتراض داشت از حمله این نیروها در امان نمی‌ماند. خواه هشتم مارس در پارک لاله باشد و بانویی هفتاد ساله که سیمین‌بانوی شعر ایران لقبش داده‌اند و خواه روز گرامیداشت معلم و معلمانی که دو سال در پی حقوق معوقه خود بوده‌اند.
 
&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;
لباس شخصی‌ها در دو ماه اخیر
 &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;
اما نقطه اوج فعالیت این گروه را شاید بتوان حوادث پس از انتخابات ریاست جمهوری ایران در سال جاری دانست. این بار دیگر فضای مجازی و سرعت انتشار خارق‌العاده‌اش به کمک آمد و تصاویر زنده و گویا و غیر قابل انکاری را در سراسر جهان پخش کرد که نشان از حملات بی‌امان لباس شخصی‌ها به مردم معترض داشت. این بار اما دیگر تنها چوب و چماق و چاقو نبود، سلاح گرم آخرین وسیله‌ای است که این نیروها از آن برای سرکوب گروه‌های معترض استفاده می‌کنند. 
 
در جریان ناآرامی‌های پس از انتخابات شواهد بسیاری به دست آمد که افرادی با ظاهری کاملا غیر حزب‌‌اللهی و گاه حتی با همراه داشتن نماد سبز در بین مردم ایجاد اغتشاش کرده و گاه حتی اقدام به کتک زدن افراد می‌کنند. یکی از کسانی که در روز سی خرداد در تهران دستگیر شد می‌گوید که توسط یک لباس شخصی در میدان انقلاب دستگیر شده و این فرد پس از دستبند زدن به او تنها گفته دنبال من بیا و خودش با فاصله زیادی در جلو راه افتاده است. او ادامه می‌دهد: «این آقا با فاصله با من راه می‌رفت یعنی یک جوری بود که همه مردم من را که نگاه می‌کردند انگار من دستبند به دست فرار کردم و دارم تنهایی راه می‌روم، این قدر با فاصله از من راه می‌آمد. دوتا آقای دیگر، دو پسر خیلی جوان، که خیلی شبیه خودمان بودند و نه آن طرفی، دو طرف من ایستاده بودند. خیلی آرام به من گفتند، خانم! تو سروصدا نکن، تو کوچه باریک که رسیدی، ما تو را فراری میدهیم. اما وقتی به یک کوچه باریکی رسیدیم که محل پلیس پیشگیری تهران است، همان دو نفر من را هل دادند و گفتند حالا بروگمشو. یعنی آن دو نفر هم با آن آقا بودند. با این که تیپ‌شان از خود ما بود و مچ‌بند سبز داشتند و موهای ژل‌زده و صورت تیغ‌شده». 
 
وب سایت جرس نیز از عکسبرداری و فیلمبرداری افراد لباس شخصی با ظاهر غیر حزب‌اللهی از مردم می‌نویسد. به نوشته‌ی این وبگاه وظیفه این افراد گرفتن عکس و فیلم از تظاهرکنندگان به منظور شناسایی آنان است.
 &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;
لباس شخصی‌ها کیستند؟ 
 &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;
محسن سازگارا از بنیانگذاران سپاه پاسداران که خود چند ماهی بیشتر در آن نماند، نیروهای لباس شخصی را منتسب به سپاه و تحت فرمان آیت‌الله خامنه‌ای می‌داند: «لباس شخصی‌ها یک بریگارد خاص زیرنظر اطلاعات سپاه هستند و کسانی هستند که تربیت شده‌اند برای این که مردم را کتک بزنند و همان هایی هستند که در طول تمام سالیان گذشته، دوره‌ی دولت اصلاحات و بعد از آن هروقت اعتراضی بوده با موتورسیکلت یا پیاده آمدند، حمله کردند و مردم را کتک زدند و گاهی چاقو کشیدند و میله‌ی آهنی دستشان بوده است و امروزه اسلحه هم دارند و به کار می‌برند. هیچ کسی هم مسئولیت‌شان را نمی‌پذیرد. خود حکومت هم نمی‌پذیرد که آنها به او وابسته‌اند و فقط غیرمستقیم اعمالشان را به‌عهده می‌گیرد. اما واقعیت این است که لباس شخصی‌ها ماشین سرکوب آقای خامنه‌ای در تمام دوازده سال گذشته بودند».

اما تا به حال هیچ مرجع رسمی دولتی گفته‌های سازگارا را تایید نکرده است. سردار احمدی مقدم فرمانده نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران در مصاحبه‌ای که روز سی تیرماه سال جاری با خبرگزاری آریا انجام داد تاکید کرد که لباس شخصی‌ها از افراد نیروی انتظامی نیستند. وی گفت: «یکی از مشکلات پلیس در این بحران حمله چندسویه به نیروهای انتظامی بود و گروه‌های مداخله کننده در این وضعیت می‌خواستند القا کنند که لباس شخصی‌ها از درون ناجا هدایت می‌شوند حال آنکه هیچ یک از این افراد یونیفورم و یا مشخصه‌ای نداشتند که معلوم شود جزو کدام گروه هستند».
 
اقدامات گروه‌های موسوم به لباس شخصی در جریان ناآرامی‌های پس از انتخابات به حدی بود که نمایندگان مجلس برای اولین بار از این افراد و انتساب احتمالی آنان با نظام سخن گفتند. ابوترابی یکی از نمایندگان مجلس و عضو کمیته حقیقت‌یاب مجلس برای بررسی حمله به کوی دانشگاه هنگام قرائت گزارش این کمیته در مجلس، گفت: «چرا افرادی با لباس شخصی و بدون داشتن ماموریت از طرف نهادهای مسئول داخل نظام وارد کوی شدند؟ از نظر کمیته این افراد کاملا مشکوک هستند و باید هرچه سریعتر هویت آنان توسط دستگاه‌های اطلاعاتی و امنیتی کشف و فاش شود». این سخنان وی با اعتراضات شدید نمایندگان اصولگرا روبرو شد به طوری که جلسه غیر علنی مجلس نیمه‌کار ماند.
 
شیرین عبادی برنده جایزه صلح نوبل معتقد است اگر دولتی علنا بگوید که نمی‌داند نیروهای مهاجم به مردم کیستند، آن دولت دیگر مشروعیت ندارد: «تکلیف حکومت ایجاد امنیت است. بنابراین وقتی که  دولتی صراحتا اظهار عجز می کند و می گوید من نمی‌توانم جلوی افرادی را که در خیابان به مردم حمله می‌کنند بگیرم، در حقیقت اظهار عجز کرده و می گوید من وظایف خودم را انجام نمی دهم یا نمی توانم انجام دهم. در این صورت مشروعیت آن دولت زیر سوال می‌رود. چگونه است که دولت نمی تواند امنیت را حفظ کند؟ این افرادی که حمله می‌کنند یا واقعا از ناحیه حکومت هستند یا اینکه حکومت به هیچ وجه ارتباطی با این افراد ندارد که در این صورت باید شیوه‌ای اتخاذ کند که این افراد را دستگیر کند».
 
 وقتی سعید عسگر، ضارب حجاریان دستگیر و در دادگاه به ۱۵ سال زندان محکوم شد، این امید در دلها زنده شد که نیروهای لباس شخصی خودسر هستند و حکومت بنا دارد با آنها مبارزه کند اما تنها چند ماه پس از اجرای حکم، سعید عسگر از زندان آزاد شد و حتی گفته شد که پایگاه بسیج شهرری، روز آزادی او را جشن گرفته است. 
 
شعبان جعفری معروف به شعبان بی‌مخ، هم او که به شهادت عکسها و اسناد و مدارک، چماق کودتای ۲۸ مرداد بود، در روز ۲۸ مرداد ۱۳۸۵ درست ۵۳ سال پس از کودتا در غربت درگذشت. شاید این پایان پندآموزی باشد بر پرونده یک لباس شخصی.
  &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;
نویسنده: میترا شجاعی&lt;br /&gt;
تحریریه: رضا نیکجو&lt;br /&gt;
رادیو دویچه وله&lt;br /&gt;
 






&lt;/p&gt;&lt;/font&gt;



</description>
<pubDate>Tue, 28 Jul 2009 20:00:07 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=k1344&amp;postid=1221</comments>
<dc:creator>k1344</dc:creator>
<guid>http://k1344.blogfa.com/post-1221.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>دادگاه بین‌المللی جنایات جنگی: استثمار جنسی، جنایتی علیه بشریت</title>
<link>http://k1344.blogfa.com/post-1220.aspx</link>
<description>&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;

&lt;br /&gt;&lt;p&gt;&lt;/p&gt;
&lt;table align=&quot;left&quot; border=&quot;1&quot;&gt;
&lt;tbody&gt;
&lt;tr&gt;
&lt;td&gt;&lt;a&gt;&lt;img height=&quot;50&quot; width=&quot;65&quot; border=&quot;0&quot; /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;&lt;/tbody&gt;&lt;/table&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;




&lt;p&gt;

برای اولین بار در یک دادگاه بین‌المللی استفاده از کودکان به عنوان سرباز جرم خوانده شد و در این رابطه پنج نفر محکوم به زندان گشتند. این دادگاه همچنین استثمار جنسی زنان را از جمله &quot;ازدواج اجباری&quot; را جنایتی علیه بشریت دانست و مجازات زندان برای آن تعیین کرد. رناته وینتر، رئیس دادگاه در شورای امنیت، که روز پنج‌شنبه گذشته در نیویورک برگزار شد، این احکام را گامهایی فرسنگ‌ها رو به جلو خواند.

دادگاه مذکور از سوی شورای امنیت در سال 2000 تاسیس گردید. وظیفه‌ی این دادگاه محاکمه‌ی عاملان جنایت‌های جنگی در جنگ داخلی سیرالئون بود.

به گزارش اسوشیتدپرس، شورشیان عضو &quot;جبهه‌ی متحد انقلابی&quot; و گروه‌های دیگر در سال‌های بین 1991 و 2002 مردم غیرنظامی را ترور کرده و ده‌ها هزار نفر را کشتند. آنان همچنین اعضای بدن بسیاری از مردم را قطع کرده، زنان را به برده‌های سکس تبدیل نموده و کودکان را به عنوان سرباز به جنگ فرستادند.

در سال 2008 شورای امنیت سازمان ملل طی قطعنامه‌‌ی 1820 خشونت جنسی علیه زنان و دختران در درگیری‌های مسلحانه را جرم و جنایت خوانده و خواستار تعقیب قانونی عاملان آن شد. این مصوبه سرانجام پس از سال‌ها تلاش سازمان‌های حقوق بشر و زنان تحقق یافت. دیده‌بان حقوق بشر این اقدام را &quot;تصمیمی تاریخی&quot; خواند که با توجه به گسترش خشونت جنسی به عنوان اسلحه‌ی جنگی &quot;سال‌ها پیش می بایست گرفته می‌شد.&quot;

در این مصوبه همچنین به طور صریح عنوان شد که &quot;تجاوز و دیگر اشکال خشونت جنسی جنایتی جنگی می‌توانند به عنوان نوعی از جنایت علیه بشریت و مردم‌کشی قلمداد شوند&quot;. به این ترتیب شورای امنیت حداقل به طور غیرمستقیم مطرح کرد که در آینده دادگاه‌ بین‌المللی در لاهه بررسی چنین پرونده‌هایی را در حیطه‌ی اختیار خود خواهد داشت.

دادگاه بین‌المللی لاهه و دو دادگاه ویژه‌ی دیگر در سازمان ملل، برای اولین بار در سال 1998 طی احکامی جانیان جنگی را محکوم کردند.

از اقدامات شورای امنیت در سال گذشته میلادی همچنین درخواست گزارشی از بان کی‌مون در رابطه با اجرای این مصوبه در کشورها و مناطقی بود که در آن‌ها به طور سیستماتیک خشونت جنسی به عنوان اسلحه‌ی جنگی به کار گرفته می‌شود. از جمله این مناطق دارفور، برمه، لیبریا و جمهوری دموکراتیک کنگو بودند.

شورای امنیت تا سال 2000 اصولا توجهی به خشونت‌های جنسی در جنگ نداشت و پس از آن نیز بدون وجود قطعنامه‌ای به این موارد می‌پرداخت. دبیر کل سازمان ملل در بحث‌های مربوط به تصویب این قطعنامه در این باره گفت: خشونت جنسی نه تنها &quot;امنیت زنان را به هنگام جنگ تهدید می‌کند، بلکه در دوران پس از جنگ نیز اِعمال می‌شود.&quot;

این قطعنامه تجاوز جنسی توسط سربازان حافظ صلح سازمان ملل را نیز در بر می‌گیرد. چنین مواردی از سوی سربازان سازمان ملل، به ویژه در قاره‌ی آفریقا، مشاهده شده است.

&lt;br /&gt;
منبع:شهرزادنیوز


&lt;/p&gt;&lt;/font&gt;


</description>
<pubDate>Tue, 28 Jul 2009 19:47:43 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=k1344&amp;postid=1220</comments>
<dc:creator>k1344</dc:creator>
<guid>http://k1344.blogfa.com/post-1220.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>مادر اشکان سهرابی &quot;جواب خون پسرم را چه کسی می دهد؟&quot;</title>
<link>http://k1344.blogfa.com/post-1219.aspx</link>
<description>&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;table align=&quot;left&quot; border=&quot;1&quot;&gt;
&lt;tbody&gt;
&lt;tr&gt;
&lt;td&gt;&lt;a href=&quot;http://www.tinypic.info/files/iq877qkvanj2t8957tdl.jpg&quot;&gt;&lt;img height=&quot;50&quot; src=&quot;http://www.tinypic.info/files/iq877qkvanj2t8957tdl.jpg&quot; width=&quot;65&quot; border=&quot;0&quot; /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;&lt;/tbody&gt;&lt;/table&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;




&lt;p&gt;اشکان سهرابی، جوانی ۲۰ ساله، از دیگر کشته شدگان ناآرامی های پس از انتخابات ایران است. این جوان در ۳۰ خرداد ماه مورد اصابت گلوله قرار گرفت و در بیمارستان جان سپرد.

اشکان سهرابی متولد ۱۳۶۸ و دانشجوی رشته آی تی دانشگاه قزوین بود. زهرا نیک پیما، مادر اشکان، در خصوص روز حادثه می گوید پسرش ساعت هفت و نیم روز ۳۰ خرداد ماه برای دیدار با یک دوست از خانه بیرون رفت و تاکید کرد که پنج دقیقه ای باز می گردد. به گفته خانم نیک پیما فاصله منزل اشکان و دوستش کمتر از پنج دقیقه بوده است.

مادر اشکان افزود: &quot;پسرم به خانه دوستش رفت و هنگام بازگشت از یک ساختمان بلند می زنندش و گلوله به سرخرگ آئورتش خورده بود.&quot;

خانم نیک پیما با اشاره به اینکه پس از دیر کردن اشکان، او به داخل خیابان می رود و دوست اشکان را دیده که با صورت خونی به طرف او آمده و به او خبر می دهد که اشکان زخمی شده و به بیمارستان برده شده است.
زهرا نیک پیما ادامه می دهد: &quot;با دایی اشکان به بیمارستان رفتیم، حال اشکان خیلی بد بود. دکترها گفتند که بازگرداندنش جزو محالات است. کادر پزشکی در بیمارستان واحد خون نداشت، حتی درستگاه اکسیژن مناسبی نداشتند. من از میان در نگاه می کردم و با پمپ به او تنفس می دادند. یعنی درست نتوانستند به اشکان برسند، پسرم پس از ۱۰ دقیقه فوت کرد. &quot;

مادر اشکان با تاکید بر اینکه اشکان &quot;فدای پنج دقیقه بیرون رفتنش شد&quot;، می گوید جنازه اشکان را به راحتی در اختیارخانواده قرار نداده اند. او گفت خانواده تنها توانستند بعد از سه روز دوندگی، جنازه اشکان را تحویل بگیرند.

به گفته خانم نیک پیما، &quot;اعلامیه ها و پرچم ها را می کندند و در مراسم بهشت زهرا دوربین فیلمبردای را دزیدند و بردند. تعهد گرفتند که سرو صدا نکنیم و شلوغ نکنیم و جنازه را یک سره به بهشت زهرا ببریم.&quot;

او می گوید &quot;اشکان، تنها فرزند پسرم، نقاش بود. کمربند مشکی دان دو تکواندو بود، با این همه قابلیت در عرض پنج دقیقه پسرم را کشتند و تمام شد، هیچ کس هم نیست که پاسخگو باشد. جواب خون بچه من را چه کسی می دهد؟&quot;

اشکان سهرابی در قطعه ۲۵۷ بهشت زهرا به خاک سپرده شد.
&lt;br /&gt;
منبع:بی بی سی&lt;/p&gt;&lt;/font&gt;

</description>
<pubDate>Sun, 26 Jul 2009 21:32:22 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=k1344&amp;postid=1219</comments>
<dc:creator>k1344</dc:creator>
<guid>http://k1344.blogfa.com/post-1219.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
